امروز تاریخ داشتیم !
امروز ا جدادمان را به پای امتحان بردیم . چقدر خواندن و دانستنشان برایم شیرین بود . از اتحاد و یک رنگی تا انهدام و از هم پاشیدگی ، از قدرت طلبی و نو ع پرستی تا پرستش ، نیایش و یکتا پرستی !
چه مانده از همه اجدادمان که آمدند و رفتند ! جز یک نام ، مهر تایید یا عدم تایید بر روند زندگی آنها و یک بازه زمانی که متعلق به آنها بوده.
حال گروهی مثل صفویان آمدند و ماندند و رفتند ، اما خوش نام ! . گروهی همچون مغول خاطره ایی برجا گذاشتند که حتی نسل های بعدی حاضر به خواندن سرنوشتشان نیستند !
در این مدت که فرصت پیدا کردم و انگیزه برای خواندن درس شیرین تاریخ ! ، یک تور یک روزه داشتم به ادوار پیشین . دیدم که مناطق سوق الجیشی مادها چگونه بوده ! دیدم محدوده شهر ماد ها و نقشه شهرشان که توسط کاهنان تهیه می شد ، چگونه بود ! دیدم که هخامنش آمد ! امپراطور زد! فرهنگ را وسعت داد ، بازار شکل گرفت ، راه تجاری راه افتاد . با ایلامی ها چغازنبیل و هفت تپه را بازدید کردن . رفتم به سبک پارسی – هلنی ، به اسکندر رسیدم – ساتراپ ها را دیدم . با هارپال ها آشنا شدم ... با اشکانیان چرخی زدم ، با مذهب میترایئسم آشنا شدم ، به دولت ساسانی قدم گذاشتم . با سبک پارتی آشنا شدم رسمی شدن دین زرتشت را دیدم .
تا اسلام وارد شد ! اعراب به ایران آمدند . اوضاع به هم ریخت . مساجد ساده شد ! بنی امیه آمد ، رفت ! بنی عباس آمد شهر ها بی مرز شد ! مذهب یکی شد . مسجد و بازار و محله و دارالحکومه شد ، مهم ترین ها ! سلجوقی آمد ، رفت !مغول آمد ویران کرد ، رفت ! صفوی آمد ، انسانیت در تاریخ ثبت شد و رفت ! قاجار آمد و پهلوی آمد و ما ..!
امدند و رفتند و من هم دیدم ! حال نتیجه سفر نامه خود را می گویم !
اگر صفویه نمی آمد وثبت نمی کرد و نمی رفت شاید دیگر هیچ کس انگیزه ایی برای ساختن تاریخ نمی داشت ! صفویان دقیقا بعد از مغول آمدند و بعد از یک ویرانی مطلق ، بعد از یک قرن نابودی ! اما آبادانی صورت دادند که بعد از گذر قرن ها هنوز هم نسل ها می ایند و به کمک بازماندگان این دوره، اوج می گیرند و پروار می کنند و آرام می گیرند اما نمی دانند چرا ؟ چگونه ؟ و توسط چه کسانی ؟
تمام طول خواندن این درس به دنبال این بودم که چرا مغول می شود مغول ، صفویه می شود این ! چرا قاجار و پهلوی و انقلاب اسلامی این می کنند بر تاریخ .. و در آخر فهمیدم و ان این بود که دقیقه در جزوه آمده که "در دوران صفوی چیزی که مانع کپی برداری ایرانیان از اروپا شد این بود که مدارس و مساجد در ایران تا یک دوره رشد بسیار زیادی می کردند " ( منبع : ص23 جزوه 5 تا خط از پایین بیا بالا !)
تلفیق هندسه و حکمت و عرفان
تطبیق طراحی منطقی و ارگانیک
سازگاری با طبیعت !
دیدن ... شناختن .. و رسیدن !!!!
آری این شد که آن شد !
نکته اول : بعد از تطبیق دادن قاجار و پهلوی و انقلاب اسلامی فهمیدم چرا آنها آن شدند و ما این !
نکته دویم: در طول خواندن ماوقع یک قرن ویرانی مغول دائم در دل می گفتم عجب مردمان بی مصرفی ! که گذاشتند هر انچه داشتند از دست برود و هر آنچه تحمیل شد پذیرفتند !
بعد رو به آینه گفتم : رطب خورده منع رطب چون کند !!!
نتیجه : ما هم به تاریخ می پیوندیم ! تکرار نکنیم تاریخ را که مغول جز یک قرن نابودی و نامی منفور چیزی بر جای نگذاشتند !
پ.ن: تاریخ می یوفتم
