خستگی این روزا داره خسته ترم می کنه
خستگی آدما
چهره خسته یه دوست
منم خسته شدم
گرفتم .. پکرم ...
بهونه هم ندارم برای این گرفتگی
خواسته های دور از ذهن
درخواست های درونی نفس
کم کم داره از پا درم میاره
صبح که پا شدم نیت کردم برای تادیب نفس روزه بگیرم !!!!
ولی نمی دونم فایده داشت یا نه !
نمی دونم دیگه می شه اصلا ادبش کرد!!!
نفسی که داره می تازونه
همه ارزش ها رو که با هم ساختیم و داره زیر پاش له می کنه
نفسی که دیگه جز رسیدن به خواسته اش هیچی براش مهم نیست
نفسی که دیگه براش مهم نیست سارا کیه و چیه !؟!
من شرمندم ! خجل زده ! خسته ! وا مونده
از اطرافیانم !
از اینکه بفهمن قدرت پست بودن بشریت می تونه تا چه حد باشه !
از همه افکارم گریزونم
از این همه روز قشنگ !!!
انگار تو روزای زشت من قشنگ تر بودم !
چهره کریح این روزامو خودمم نمی تونم تو آینه ببینم چه برسه ...
خدای خوبی ها !!!
منو به پست ترین درجه و خواستگاه بشریت نرسون !
نه من مال این حرفا نیستم ..
سارا خواهش می کنم بیدار شو !!!
این کارو نکن !!!!
خدا داره افسار نفس از دستم می ره !!!!!!
اهدنی!!!!!!!
چه راحت دلم می سوزه برای بی ارزش ترین اتفاقاتم !!!
چه راحت زبانم اقرار می کنه به پوچی !!!
دوست داشتن برام غیر قابل توجیه ترین استدلاله !!
الله اکبر
دنیا و خواسته هاش !!!
نه من نبودم !!!
شاید لعنت هاشون گرفت !
پست و خوار شدن !
ذلیل و زبور شدن !
رسیدن به حالی که اونا رو رسوندم !
آره خدا !
اینا تقاص اون دلای شکسته اس !
دلم باید نابود شه چون دل نابود کردم !
نمی تونم این روزا رو تحمل کنم !
نمی تونم نقش خلاف اون روزای خودمو بازی کنم
خدا نگو که لیاقت این نقش و دارم!
اعوذ بالله یا الله !!!!!!!
