عاشقی بی قرارم
کس ندارد خبر از دل زارم
آرزویی
جز تو در دل ندارم
عاشقم من
عاشقی بی قرارم
کس ندارد خبر از دل زارم
آرزویی
جز تو در دل ندارم
من
به لبخندی
از تو خرسندم
مهر تو ای مه
آرزومندم
بر تو پابندم
از تو وفا خواهم
من زخدا خواهم
تا به رهت بازم جان
تا به تو پیوستم
از همه بگسستم
بر تو فنا سازم جان
عاشقم من
عاشقی بی قرارم
کس ندارد خبر از دل زارم
آرزویی
جز تو در دل ندارم
من به لبخندی
از تو خرسندم
مهر تو ای مه
آرزومندم
بر تو پابندم
از تو وفا خواهم
من زخدا خواهم
تا به رهت باز م جان
تا به تو پیوستم
از همه بگسستم
بر تو فدا سازم جان
خیز و با من در افق ها سفر کن
دلنوازی چون نسیم سحر کن
ساز دل را نغمه گر کن
همچو بلبل نغمه سر کن
پ.ن: خوب مگه چیه .. شعرش قشنگه .. خوب مگه چیه عاشقم من ![]()
![]()
( با لحن پسر خاله بخونید )
هر چی از امام زمان می دونید بگید !!
چقدر می شناسید شون ؟
چیزی و که فهمیدین و بگید !!!
جمله تکراری و دیکته شده نگید
بگیدااا مدیونید ![]()
تفلد عید شما مبارک![]()
کاش زندگی کردن به همین راحتی بود که تو فیلم ها نشون می دن
اینم از عید امسال
بازم یه چند وقتی برگشتم تهران و خودم با زندگی اینجا وفق دادم !!! ولی بازم باید دل بکنم و جمع کنم و برم
خیلی سخته
حتی دل ِ جمع کردن وسایل و ندارم .. گذاشتم لحظه آخر
این حس و تو نگاه مامان هم می تونم ببینم
ثنا داشت از خاطرات مشترک امون ، تعریف می کرد .... گفت: سارا یادته سال 80 رفتیم آیدا فال قهوه گرفت واسمون. گفتم نه یادم نمی یاد!!! گفت تو فالش اومد که من همیشه تهران زندگی می کنم و زندگی روتین ولی سارا همیشه در سفر و غربت !!! و بعد ثنا از اونجا که از زندگی سنتی و ایرانی خیلی راضی نبوده و من برعکس عاششق ایران و خانواده و سنت و قدیمی ها ..! به آیدا گفته ، نه اشتباه می کنی .. فنجونا رو جا بجا دیدی........
............
ثنا یه خنده تلخی کرد و گفت : سارا ببین از سال 80 تا حالا با خانواده نبودی و تو غربت بودی ...
و من یهو ته دلم لرزید و گفتم یعنی این قصه سر دراز دارد !!!! ![]()
خیلی روزای خوبی داشتم از اول سال تا حالا .. با این پست فکر نکنید خدایی نکرده دپسردم .. تیریپم دپ می زنه ... کلا دپ ننویسم انگار به اینجا نمی یاد ![]()
عید امسالتونم مبارک و پر برکت ![]()
مسافر همیشه
پریشون
