تبليغاتX
قاصدک
از هر دری

سلام

اولین هفته کار حرفه ایی رو پشت سر گذاشتم !!! خیلی هفته پر هیجان و سختی بود ... برا شروع کار مخالف زیاد داشتم سر دسته همه آقای ددی !!! ولی خوب شروع کردم البته همه رازی شدن ... بی حرف پیش اونم با سیاست های از پیش تعریف شده سارا ... از روزی که شروع کردم همکارای مذکر بهم تذک مردونه بودن کا ررو دادن ولی من به مبارزه پرداختم و همچنان ادامه می دم ... ( گوشتون بیارید جلو ... به اونا که عمرا اعتراف کنم ولی به شما ها می گم کار فوق العاده مردونه اس ..!!!! ) ولی من برای ورود به مراحل بعدی کارو و برای سابقه کارم نیاز دارم به این فعالیت ... کلا بخواین حساب کنید عمده کار تو رشته من مردونه اس ولی وقتی اومدم تو این رشته و تا این مرحله با هر وضعی بود خودمو رسوندم پس باید ادامه بدم و توکل به خدا ...!

هر روز خروس خون می روم تا غروب و امروز تا ۱۲ ظهر دوام آوردم و بریدم ... اونم زمانی جرات کردم اعلام کنم که یکی از همکارای مردم هم برید و از پا افتاد و ما ۲تایی کا ررو پیچوندیم و رفتیم سی خونه هامون ... ولی نون بازو خوردن هم خیلی مزه دارتر از نون مفت باباست ... البت که من هنوز نون بابا می خورم ولی چن ثانیه رفتم تو جو ... :))

(( باید دیگر شد تا به یکدیگر شدن رسید,یکدیگر شد تا به همدیگر شدن رسید

 و

همدیگر شد تا به معنی و رنگ و بو وگرمی و نور راستین عشق را

که ودیعه ی گران بهای خداست در گنجینه ی نهاد ادمی دریافت))

(شریعتی)

اینجوریا شما چطورید ؟

نوشته شده توسط سارا  در ساعت 9:6 بعد از ظهر | لینک  | 

سلام

نماز مغرب مو مثل همیشه خوندم .. وقتی سلام دادم یاد حرف آقای فاطمی نیا افتادم که فرمودن این نافله ها ی نماز برای همه اس نه قشر خاص ....

از نمازی که خونده بودم کلی دلخور بودم .... رفتم تو فکر نماز .... یاد فلسفه سلسله مراتب در مکتب شهر سازی اصفهان در نگاه شیخ بهایی افتادم و بعد یاد سمینار هنر و معماری تو حمام علی قلی آقا که خیلی جالب و تمییز برامون تعریف کرد که هر کاری یک شعری داره که باید سروده شه ... و قدیم برای همه کار ها اشعار سروده می شد و فی المثل برای حمام رفتن شعر حمام می سرودن و بیخود نبوده که یه صبح تا شب را به حمام اختصاص می دادند و این شعر همان سلسله مراتبی است که برای انجام به حق هر امری واجب است  ... مثل سلسله مراتب رسیدن به اندرونی خانه در قدیم ... یکهو در منازل رو به اندرونی ها باز  نمی شد و این ها فلاسفه ایی در پشتشون خوابیده که ما همچنان از آن بی خبریم ... خلاصه سرتون رو درد نیارم رسیدم به فعل نماز .... با خودم فکر کردم که برای تنها شدن با معبودم باید سلسله مراتبی را طی کنم تا بتوانم خودم را از عالم ماده به عالم معنا بکشانم ... روح و جسمی که در ثانیه قبل در حال  جنگیدن با دنیا بود چه طور با گفتن یه الله اکبر قراره از دنیا کنده شه و به عالم دیگر وصل ....

حالا من با توجه به علم ناقصم هر چی بلد بودم برای پیدا کردن سلسله مراتب نماز آوردم، رو کاغذ حالا اگر شما هم می تونید کمک کنید به این سلسله مراتب اضافه کنید و یا اصلاح اشون  کنید .

وضو - دعای وضو -نماز نافله - اذان -اقامه - نماز واجب - تسبیحات حضرت فاطمه (س) - ....

واقعا شعر نماز خوندن اینجوریه ؟

نوشته شده توسط سارا  در ساعت 0:46 قبل از ظهر | لینک  |